تبليغاتX
قاصدک

شکایت نمی کنم، اما
آیا واقعاً نشد که در گذر ِ همین همیشه ی بی شکیب،
دمی دلواپس ِ تنهایی ِ دستهای من شوی؟
نه به اندازه تکرار ِ دیدار و همصدایی ِ نفسهامان!
به اندازه زنگی...
واقعاً نشد؟
واقعاً انعکاس ِ سکوت،
تنها حاصل ِ فریاد ِ آن همه ترانه
رو به دیوار ِ خانه ی شما بود؟
نگو که نامه های نمناک ِ من به دستت نرسید!
نگو که باغچه ی شما،
از آوار ِ آن همه باران
قطعه ای هم به نصیب نبرد!
نگو که ناغافل از فضای فکرهایت فرار کردم!
من که هنوز همینجا ایستاده ام!
کنار همین پارک ِ بی پروانه
کنار همین شمشادها، شعرها، شِکوه ها...
هنوز هم فاصله ی ما
همان هفت شماره ی پیشین است!
دیگر نگو که در گذر ش گریه ها گُمش کردی!
نگو که نشانی کوچه ی ما را از یاد بردی!
نگو که نمره ِ پلاک ِ غبار گرفته ی ما،
در خاطرت نماند!آیا خلاصه ی تمام این فراموشی های ناگفته،
حرفی شبیه « دوستت نمی دارم» تو
در همان گفتگوی دور ِ گلایه و گریه نیست؟●

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 0:42  توسط غریبه | 

سلام آفتاب بي غروب من !

امروز هم مثل ديروز ،مثل هر روز، هوا ،هواي توست!

هواي دلم ، هواي باران !

ومن دلم مي خواهد قدم بزنم آهسته وآرام ، در شهر چشمهاي تو !

هنوز هم خوابي ؟ ! يا چشمهاي بي همتايت را بر احساس من بسته اي ؟!

قبول !  بر من ببند پلكهاي سرد وساكتت را !

از من دريغ كن نگاه بي شرارت را !

   من از تو عطش آشفتگي مي خواهم  !كه در روح تو نمي يابم !

      من از تو حرارت عشق مي خواهم ،كه ميدانم بيگانه اي با آن!

  من از تو شور ديوانگي مي خواهم كه افسوس بي بهره اي از آن !

من از تو پيغام مهرباني مي خواهم وافسوس كه خوب ميدانم نخواهم شنيدش!

چقدر ما با هم بيگانه ايم ! وچقدر من تلاش مي كنم اين غريبگي را

با زلال اشكهايم بيرنگ كنم و نمي دانم چرا دلم مي خواهد 

اين همه غربت نگاه وترديدهاي شوم تو را تحمل كنم!

  نميدانم وهر روز دور باطل مي زنم با واژه هاي از آب گذشته ام!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 17:38  توسط غریبه | 

ناتمام رفتي !  ناتمام نا تمام !

كاش حاشيه ات  باقي نمي ماند در ياد من !

كاش بودن تو در حرفهاي باران زده ام ادامه نمي داشت!

كاش مهربانيت را از سفره ي دلم جمع مي كردي و مي بردي !

   تمام اشكهايم بوي دستهاي تو را ميدهد !

    حتي لبخندهاي گاه وبيگاهم !

       ناتمام رفتي ! تمام من

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 16:17  توسط غریبه |